یک سال گذشت . . .

سلام دوست خوشگل و نازم، دقیقا یک سال از رفتنت میگذره. 24 دی 1401 بود که از پیشمون رفتی و […]

سلام دوست خوشگل و نازم، دقیقا یک سال از رفتنت میگذره. 24 دی 1401 بود که از پیشمون رفتی و […]

سلام دوست زیبای من خیلی بیمعرفت و بیشعوری که یه خبر از من نمیگیری، منم از تو بیشعورتر ولی حداقل […]

نزدیک یکماهه که از پیشمون رفتی و هنوز جای خالیت احساس میشه و مثل همون روزای اول دلم برات تنگه، […]

بالاخره رفتین خونه خودتون و من کم کم داره خیالم راحت میشه از اینکه خدااروشکر کاراتون درست شده و جاگیر […]

اولا که تو خیلی چش سفیدیدوما این چیزایی که گفتی خیلیم قشنگ و خوب بود و بهترین حسو ازش گرفتم، […]

امروز قرار بود برم یه دختری رو ببینم و با هم صحبت کنیم برا ازدواج، هیچی در موردش نمیدونسم، حتی […]

تو خیلی حساسی، حرفایی رو که بهت میزنم خیییلی عمیق به دل میگیری، اما تاحالا فکر کردی منم همونقد که […]

اواخر فروردین ۱۴۰۰ بود که بهاره و فاطمه هردوتاشون اعلام کردن که دارن میرن، من میموندم و کلی مشتری و […]

امروز که دارم اینو مینویسم اصلا در شرایط خوبی نیستم، اتفاقایی افتاده که خودت خوب میدونی، حال و حوصله هیچ […]

روزی که قرار بود بیاد شرکت کللی ذوق داشتم، کلی منتظر بودم تا ساعت ۳ بشه و بیااد. بهم پیاام […]